فقرۀ ۴۴ : چند توانت بود مردم (را) به زبان میازار.

فقرۀ ۶۱ : زده مرد (‌را) استوار مدار، و آپریکان (‌آبرمند) مرد (‌را) چگونه که آیین بود، هزینه به او ده‌.

فقرۀ ۶۵ : خویشتن مستای تا فرارون کنش باشی‌.

فقرۀ ۴۷ : بر هیچ کس فریفتاری (‌فریبندگی‌) مکن‌، که تو نیز بسیار دردمند نشوی.

فقرۀ ۴۸‌ : پیشوا مرد، گرامی و مه (‌بزرگ) دار و سخنش بپذیر.

فقرۀ ۳۳‌ : از کینه‌ور مرد پادشاه (‌صاحب‌نفوذ) دور باش‌.

فقرۀ ۳۴ : با دبیر مرد همال (‌خصم‌) مباش‌.