تمثیل در بیداری : نه بپرسید کاهلی ز علی
اندر حب و محبت : عاشقان سوی حضرتش سرمست
اندر تجرید گوید : هرکه خواهد ولایت تجرید
فی سلوک طریق الآخرة : اینهمه علم جسم مختصر است
اندر شُکر گوید : آدمی سوی حق همی پوید
فی تعظیم قدره : آتش و باد و آب و خاک و فلک
فیالامثال والمواعظ، الفقر سواد الوجه والدُّنیا دارالزوال و تغیّرالاحوال و الانتقال : با سیه باش چونت نگزیرد
در بینیازی از غیر خدایتعالی و دست در وی زدن از سر حقیقت : از من و از تو کارسازی را
اندر تضرّع و عجز : از تو زاری نکوست زور بدست
حکایت : کرد روزی عمر به رهگذری