فیالتوکّل : پی منه با نفاق بر درگاه
فی توکل العجوز : حاتم آنگه که کرد عزم حرم
ایضاً فیالتوکّل : ربع مسکون چو از طریق شمار
التمثّل فیالرؤیاء و تعبیره و هو ثمانون رؤیا عجیبة : خلق تا در جهانِ اسبابند
فی رؤیا الأثواب و الأوانی : جامهٔ کهنه رنج و اندوه است
اندر شکر و شکایت : شاکر لطف و رحمتش دیندار
فیاطّلاعه علی ضمائرالعباد : دانش او رهی رعایت کن
اندر رزق گوید : جانور را چو خوانش پیش نهاد
تمثیل : زالکی کرد سر برون ز نهفت
حکایت مرغ با گبر : آن بنشنیدهای که بینم ابر