در حق کسی گوید از بزرگان غزنین : بگذر از عالمان و درویشان
در مثالب علوی زرمدی گوید : آخر عمرت از دل تفته
در هجو شعراء بد گوید : یک رمه ناشیان شعر پراش
اندر هجو حکیم طالعی گوید : وین دگر هست شاعری به دروغ
دیگری را گوید : بوده مامات اسب و بابات خر
در مذمّت خدمت مخلوق گوید : وان کسانی که بارِ خلق کشند
حکایت : قحطی افتاد وقتی اندر ری
اندر مذمّت خال گوید : خال کآزار تو گزیده بُوَد
اندر خویش لشکری گوید : موش کز دشت در دکان افتد
ذکر انواعالشهوات علی بعضها تحریض و علی بعضها تمریض اندر صفت شهوات و در حق غلام باره گوید : هرکه شد کونپرست بر خیره