در معنی زناشویی گوید : از غلام آنکه زی عیال آمد
حکایت و مثل : آن جوانی به درد مینالید
التمثیل فیالمطایبة بطریق الهزل : بود گرمی به کار دریوزه
اندر مذمّت خویش صوفی گوید : باز اگر خویش باشدت صوفی
حکایة فیالتّمثّل الصوفی : آن شنیدی که بُد به شهر هری
اندر قرابت فقیه گوید : ور بود خود فقیه خویشاوند
حکایت و ضربالمثل : آن شنیدی که از کم آزاری
حکایت هزل : کلکی بر مناره کودک خرد
اندر مذمّت فرزند گوید : بود فرزند بد بود به دو باب
اندر مذمّت دختر گوید : ور بود خود نعوذباللّٰه دخت