حکایت در حقیقت تصوّف : صوفیی از عراق با خبری
محمدت در حرکت و سیر و رنج بردن : زین زمین خسی به چرخ کسی
فیالادب و شرفالنّفس : هرکه شاگرد روز شب نبود
اندر دور قمر و گردش روزگار : دور ماهست و خلق را از ماه
حکایت : آن شنیدی که پیر با همراه
اندر نگاه داشتن راز و مشورت کردن : سر چه پوشی که در بهاران گِل
حکایت : آن شنیدی که گفت دمسازی
التمثیل فی حفظ اسرارالملوک : بود مردی علیل از ورمی
حکایت : بود اندر سرخس یک روزی
اندر موعظت و نصیحت گوید : صحبت زیرکان چو بوی از گُل