حکایت و مثل فی لذّة الدنیا مع شدّة العقبی : آن بنشنیدهای که در راهی
اندر مذمّت بددلی و بددل : مثلست این که در عذابکده
حکایت در شجاعت و غیرت : از زره بود پشتِ حیدر فرد
حکایت در این معنی : نه بپرسید از جحی حیزی
اندر نکوهش شکم خواری و بسیار خوردن : اوّلین بند در رهِ آدم
در معنی آن گوید که آنچه خاکی است به خاک باز شود : تنت از چرخ و طبع دارد ساز
اندر صفت نفس بهیمی و انواع شهوات : سبب خشم و شهوت از لقمهست
اندر حشر و نشر الناس کما یعیشون یموتون و کما یموتون یحشرون : تا تو زین منزل آدمی نروی
فی التّمثّل : در طمع زین سگان مزبله پوی
ذکر اظهار حال آن سرای فی یومالقیامة فلا انساب بینهم یومئذ ولایتسائلون : روز دین دستِ دست رس نبود