اندر خوردن شراب و خواصّ آن گوید : مر سران را چو طامع و می خوار
اندر صفت نقص دنیا : مال بر کف چو پیل بر کشتیست
التمثل فی اصحاب المغرورین : آن شنیدی که بود مردی کور
حکایت : آن شنیدی که در ولایت شام
حکایت : خواست وقتی ز عجز دینداری
التمثّل فی ترک الدّنیا و قصّة روحاللّٰه و تجریده : روح را چون ببرد روح امین
حکایت روحاللّٰه علیهالسّلام و ترک دنیا و مکالمهٔ او با ابلیس : در اثر خواندهام که روحاللّٰه
فی ذمِ حبّ الدّنیا و منع شرب الخمر : می همی خور کنون به بوی بهار
اندر مذمّت افعال زشت که از خویهای بهیمی است ذکر المثالب للتوقّی لا للقبول والتلقی : آز را از درون خود پیوست
فی مذمّة الدنیا واهانته و ترکه، من ترح فرح : مرد کو عاشق دوگانه بُوَد