رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : زلفی، که به ناز و درد سر داشتهایش
رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : تن خاک تو گشت، رحمتی بر خواریش
رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : چشم ار چه به خون شد ز غم هجر تو غرق
رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : خالی داری بر لب چون قند، از مشک
رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : اطراف چمن ز مشک بوییست به برگ
رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : ای بدر فلک گرفته از رای تو رنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : دست به نگار تو مرا کشت دگر
رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : کرد از دل صافی برت این آب درنگ
رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : آن زلف چو نافهٔ تتاری بنگر
رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : من خاک درم، تو آفتابی، ای دل