گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی : چو شمشیر پیکار برداشتی
گفتار اندر بیوفائی دنیا : جهان ای پسر ملک جاوید نیست
گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید : گرت خویش دشمن شود دوستدار
در تغیر روزگار و انتقال مملکت : شنیدم که در مصر میری اجل
گفتار اندر پوشیدن راز خویش : به تدبیر جنگ بد اندیش کوش
حکایت قزل ارسلان با دانشمند : قزل ارسلان قلعهای سخت داشت
حکایت : چو الپ ارسلان جان به جانبخش داد
حکایت پادشاه غور با روستایی : شنیدم که از پادشاهان غور
حکایت مأمون با کنیزک : چو دور خلافت به مأمون رسید
حکایت درویش صادق و پادشاه بیدادگر : شنیدم که از نیکمردی فقیر