شمارهٔ ۳۲ : هر ذره که در وادی و در کهساریست
شمارهٔ ۳۳ : اجزاء زمین تن خردمندان است
شمارهٔ ۳۴ : هر خاک که در جهان کسی فرسوده است
شمارهٔ ۳۰ : دردا که جفای چرخ پیوسته بماند
شمارهٔ ۲۵ : بس خون که دلم اول این کار بریخت
شمارهٔ ۲۶ : در حبسِ وجود از چه افتادم من
شمارهٔ ۲۷ : تن از دو جهان بس که حجابی برداشت
شمارهٔ ۲۸ : خلقی که درین جهان پدیدار شدند
شمارهٔ ۲۹ : بس عمر عزیز ای دل مسکین که گذشت
شمارهٔ ۲۰ : خلقند به خاک بیعدد آورده