شمارهٔ ۲۰ : دی حکم حیات با اجل راندهاند
شمارهٔ ۲۱ : هر دل که زحکم رفته فرسوده شود
شمارهٔ ۲۲ : گر مردِ حقی مخالف باطل باش
شمارهٔ ۲۳ : تا رخت وجودت به عدم در نکشند
شمارهٔ ۱۵ : عالم چو زکاف و نون توان آوردن
شمارهٔ ۱۶ : ای دوست ز اندوه دل ریش چه سود
شمارهٔ ۱۷ : تقدیر چو سابق است تعلیم چه سود
شمارهٔ ۱۸ : از کارِ قضا در تب و در تفت چه سود
شمارهٔ ۱۴ : کارتو، نکو، او بتواند کردن
شمارهٔ ۹ : خواهی که ز اضطرار و خواری برهی