شمارهٔ ۳۵ : گه خلوت بینِ هفت گلشن بودم
شمارهٔ ۳۱ : یک عاشق پاک و یک دل زنده کجاست
شمارهٔ ۳۲ : دردا که غرور بود و بسیاری بود
شمارهٔ ۳۳ : بیچاره دلم که خویش حُرْ میپنداشت
شمارهٔ ۳۴ : مسکین دل من تخم طلب کاشته بود
شمارهٔ ۳۰ : مائیم که نه سوخته و نه خامیم
شمارهٔ ۲۵ : از کس چو سخن نمیپذیری آخر
شمارهٔ ۲۶ : ای عقلِ تو کرده مبتلای خویشت
شمارهٔ ۲۷ : دردا که دلی که در جهان کار نداشت
شمارهٔ ۲۸ : مائیم به امر، پای ناآورده