شمارهٔ ۱۸ : دوش آمد و گفت: «آمدهام حور سرشت
شمارهٔ ۱۹ : از خجلت خط، رخت اگر پر عرق است
شمارهٔ ۲۰ : از عشقِ خط تو سرنگون میگردم
شمارهٔ ۲۱ : خال تو که جاودان بدو بتوان دید
شمارهٔ ۱۵ : از پستهٔ تو سبزهٔ خط بر رسته است
شمارهٔ ۱۶ : تا خط تو بر خون جگر میخوانم
شمارهٔ ۱۷ : آن پسته میان مغز چون افتادست
شمارهٔ ۱۳ : چون خط تو باعث گنه خواهد شد
شمارهٔ ۱۴ : اندیشهٔ ابروی تو پیوسته مراست
شمارهٔ ۸ : از تیرِ غمت بسی جگر دوختهای