شمارهٔ ۹۰ : ای آن که درین حبس جهان ماندهای
شمارهٔ ۹۱ : گاهی بیخود، بی سر و بی پا برویم
شمارهٔ ۹۲ : هر سر زدهای ز سرِّ ما آگه نیست
شمارهٔ ۹۳ : چندین که روی و نیک یا بد بینی
شمارهٔ ۹۴ : مردان می معرفت به اقبال کشند
شمارهٔ ۸۵ : گه عشق تو در میان جان دارم من
شمارهٔ ۸۶ : چون نیست زمانی سر خویشم بی تو
شمارهٔ ۸۷ : چون دوست به دست روح، پیغامم داد
شمارهٔ ۸۸ : پیوسته دلم شیفتهٔ آن راز است
شمارهٔ ۸۹ : نقدی که مراست قیمتش هست بسی