شمارهٔ ۶۳ : چون بادیهٔ عشق، مرا پیش آمد
شمارهٔ ۶۴ : آن دم که چو بحر کل شود ذات مرا
شمارهٔ ۶۰ : زآنروز که دل نه شادی و نه غم دید
شمارهٔ ۶۱ : نه سوختگی شناسم و نه خامی
شمارهٔ ۶۲ : آرام ز جانِ حاضرم میبینم
شمارهٔ ۵۵ : در وادی عشق بیقراری است مرا
شمارهٔ ۵۶ : آنجا که منم هیچکس آنجا نرسد
شمارهٔ ۵۷ : صد مرحله زان سوی خرد خواهم شد
شمارهٔ ۵۸ : کس را دیدی ز خود نفور افتاده
شمارهٔ ۵۹ : عمری دل من غرقهٔ خون آمده بود