شمارهٔ ۱۰ : هر گه که دلم ز پرده پیدا آید
شمارهٔ ۱۱ : در عالمِ پُر علم سفر خواهم کرد
شمارهٔ ۱۲ : از بس که دلم در بُنِ این قلزم گشت
شمارهٔ ۱۳ : بستیم میان و خون دل بگشادیم
شمارهٔ ۱۴ : زان روز که ما به زندگانی مُردیم
شمارهٔ ۵ : تا چشم دلم به نور حق بینا گشت
شمارهٔ ۶ : هر دم که دلم به فکر در کار آید
شمارهٔ ۷ : در قعرِ دلِ خود سفرم میباید
شمارهٔ ۸ : عمری به امید در طلب بنشستیم
شمارهٔ ۹ : آن قطره که آب جمله از دریا خورد