شمارهٔ ۲۴ : درعشق گمان خود عیان باید کرد
شمارهٔ ۱۵ : جان را که ز تن رحیل میباید کرد
شمارهٔ ۱۶ : تا چند ز نیستی و هستی ای دل
شمارهٔ ۱۷ : جانی دگرست و جانفزایی دگرست
شمارهٔ ۱۸ : آن گنج که من در طلب آن گنجم
شمارهٔ ۱۹ : مرغ دل من که بود چون شیدایی
شمارهٔ ۱۰ : از غیب گرت هست نشان آوردن
شمارهٔ ۱۱ : گر مرد رهی راه نهان باید رفت
شمارهٔ ۱۲ : خواهی که به عقبی به بقایی برسی
شمارهٔ ۱۳ : رعنائی و نازکی رها باید کرد