شمارهٔ ۲۹ : خلقان همه در آینهای مینگرند
شمارهٔ ۳۰ : درها به فنا گشادهاند، اینت عجب!
شمارهٔ ۲۱ : در فرع کجا مشبّهی افتاده است
شمارهٔ ۲۲ : آخر ره دورت به کناری برسد
شمارهٔ ۲۳ : هر چند که نیستی کمت خواهد بود
شمارهٔ ۲۴ : چون هستی را نیست کسی اولیتر
شمارهٔ ۲۵ : ای بس که دل تو بیم دارد در پیش
شمارهٔ ۱۶ : این قالب اگر بلند دیدی ور پست
شمارهٔ ۱۷ : دل از می عشق مست میپنداری
شمارهٔ ۱۸ : جان شیفتهٔ الست میپنداری