شمارهٔ ۳۴ : در هر سخنی که سر بدان آوردم
شمارهٔ ۳۵ : بر دل ز هوا اگر چه بند است تُرا
شمارهٔ ۳۶ : بس دُرِّ یقین که میبسفتم با تو
شمارهٔ ۳۷ : جانم دُرِ این قلزم بیپایان سفت
شمارهٔ ۳۸ : آن را که ز سلطان یقین تمکین نیست
شمارهٔ ۳۱ : دل میبینم عاشق وآشفته ازو
شمارهٔ ۳۲ : یا رب ز خور و خفت چه میباید دید
شمارهٔ ۳۳ : تا بود مجال گفت، جان، دُرها سفت
شمارهٔ ۲۹ : تا کی سخن لطیف نیکو گویم
شمارهٔ ۳۰ : تا روی چو آفتاب دلدار بتافت