شمارهٔ ۹۸ : شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراست
شمارهٔ ۹۹ : شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْت
شمارهٔ ۱۰۰ : شمع آمد و گفت: سخت کوشم امشب
شمارهٔ ۱۰۱ : شمع آمد وگفت: جان من میببرند
شمارهٔ ۹۵ : شمع آمد وگفت: سوز جان خواهم داشت
شمارهٔ ۹۶ : شمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شود
شمارهٔ ۹۷ : شمع آمد و گفت: جور عالم برسد
شمارهٔ ۹۳ : شمع آمد و گفت: خیز و جانبازی بین
شمارهٔ ۹۴ : شمع آمد و گفت: کشتهٔ ایامم
شمارهٔ ۸۸ : شمع آمد و گفت: اگر بمی باید رفت