شمارهٔ ۴۲ : امروز منم عهد مصیبت بسته
شمارهٔ ۴۳ : مائیم ز غم سوخته خوش خوش چون شمع
شمارهٔ ۴۴ : در خفیه بسوختم بسی بی آتش
شمارهٔ ۳۵ : شمعم که خوشی میان سوزم بکُشند
شمارهٔ ۳۶ : شمعم که غذای من ز من خواهد بود
شمارهٔ ۳۷ : شمعم که چنین زار و نزار آمدهام
شمارهٔ ۳۸ : گر میسوزم مرا مکن چندین عیب
شمارهٔ ۳۹ : گفتی چه کنم تا شب من گردد روز
شمارهٔ ۳۱ : خورشید ز سوزِ من سراسیمه بسوخت
شمارهٔ ۳۲ : تا چند قفا ز نیک و بد خواهم خورد