شمارهٔ ۵۲ : شمعم که حریف آتشم میآید
شمارهٔ ۵۳ : هر لحظه مرا چو شمع سوز افزون شد
شمارهٔ ۵۴ : داری سرِ عشق کار از سردرگیر
شمارهٔ ۴۷ : پیوسته ز عشق جان و تن میسوزم
شمارهٔ ۴۸ : سر رفت به باد و من کله میدارم
شمارهٔ ۴۹ : چون صبح به خنده یک نفس خرسندم
شمارهٔ ۴۵ : چون نیست نصیبِ من به جز غمخواری
شمارهٔ ۴۶ : تا چند روم که این ره کوته نیست
شمارهٔ ۴۰ : دانی تو که شمع را چرا افروزند
شمارهٔ ۴۱ : ای دل دیدی که هر که شد زنده بمُرد