مجادلۀ بلبل با باز که از غرور و پندار کاری بر نیاید جز بخدمت پیر : بیا ای باز تند و تیز پرواز
منع کردن سلیمان بلبل را از خوردن شراب و فواید آن : سلیمان گفت ای مرغ سخندان
حکایت هاروت و ماروت : شنیدی قصهٔ هاروت و ماروت
گفتار بلبل به حضرت سلیمان که یا نبی الله مستی ما از جام معنی است نه از می صورت : جوابش داد بلبل کای پیمبر
حکایت : به نزد خانهٔ دستور کشور
جواب دادن بلبل باز را و استغنا نمودن او : جوابش داد هشیار سخنگوی
درشتی نمودن باز بلبل را و خواندن بسلیمان علیه السلام : به بلبل گفت بشنو تا چه گویم
عجز آوردن بلبل به پیش باز و دستوری طلبیدن او : بدو گفت ای تو هم نیش و توهم نوش
پیغام فرستادن بلبل بدست بادصبا و اشتیاق او به گل : چو میرفتند بر بالای کهسار
فغان کردن گل در هجر بلبل و شکایت از روزگار : نسیم صبحدم آمد به گلشن