بخش ۲۹ – حکایت کشیدن پیکان از تیر راست رو کیش ولایت کرم الله تعالی وجهه در وقتی که از کشاکش کمان مجاهده بر نشان مشاهده افتاده بود : شیر خدا شاه ولایت علی
بخش ۴۵ – حکایت آن عالم در چاه افتاده که دست به شاگرد خود نداد تا جزای آخرت از دست ندهد : عالمی از چاه جهالت برون
بخش ۳۰ – مقاله پنجم در اشارت به روزه رمضان که نوریست کثیرالفیضان هم روح را شمع انجمن افروز است و هم نفس را برق خرمن سوز : ای ز پی طبل شکم همچو نای
بخش ۴۶ – مقاله سیزدهم در مخاطبه سلاطین که اگر بر دیگران می تابند آسمان عدل را چشمه آفتابند و اگر همه گرد خود می گردند طوفان ظلم را گرداب : ای به سرت افسر فرماندهی
بخش ۱۵ – در فضیلت مطلق سخن که در فضیلت وی سخن مطلقا نیست : پیشترین نفحه باغ سخن
بخش ۱۶ – در فضیلت کلام موزون که هر نوع از آن بحریست مشحون به لآلی مکنون و جواهر گوناگون : ای پر از آوازه کوس سخن
بخش ۱۷ – در تنبیه سخنوران هنرپرور بر آنچه دربایست شعر است تا مقبول طباع و مطبوع اسماع افتد : قافیه سنجان چو در دل زنند
بخش ۱۸ – در کشف پرده از حقیقت دل و در بیان آنکه دل در پهلوی صاحبدل دل شود : گلبن جان را که به گل کاشتند
بخش ۱۹ – صحبت اول با پیر روشن ضمیر در تاریکی شب ظن و تخمین و رسیدن مرید به واسطه وی به دولت علم الیقین : دوش که چون نور یقین در گمان
بخش ۲۰ – صحبت دوم با پیر صاحب تمکین و روشن شدن چشم مرید به نور عین الیقین : صبح که بر حاشیه این چمن