بخش ۳۱ – ملاقات کردن مجنون با شبان لیلی و خبر یافتن که مردان قبیله لیلی به غارت بیرون رفته اند و پیش لیلی رفتن وی : خورشید به وقت بامدادان
بخش ۳۲ – حکایت کردن کثیر شاعر عاشق عزه از مجنون پیش خلیفه : روشن سخن عرب کثیر
بخش ۳۳ – رسیدن کثیر به روضه پر غزالان و خبر آوردن پیش مجنون و جواب آن شنیدن : چون رفت کثیر آن هنرور
بخش ۳۴ – شنیدن خلیفه آوازه مجنون را در عشقبازی و شعرپردازی و طلب داشتن وی : دهقان شکوفه بند این شاخ
بخش ۳۵ – صفت تابستان و خبر یافتن مجنون از رفتن لیلی به حج و همراه شدن با قافله وی : سیاح حدود این ولایت
بخش ۳۶ – رسیدن مجنون در قافله لیلی به کعبه و در مناسک حج با وی عشق باختن : لیلی چو به عزم خانه برخاست
بخش ۳۷ – دیدن جوانی از ثقیف لیلی را در راه کعبه و عاشق شدن بر وی و نکاح کردن وی : گوهر کش این علاقه در
بخش ۲۲ – واقف شدن قبیله لیلی از عشق مجنون با وی و منع کردن وی از ملاقات با لیلی : خوش نغمه مغنی حجازی
بخش ۳۸ – شنیدن مجنون شوهر کردن لیلی را و اضطراب نمودن وی از آن : طبال سرای این عروسی
بخش ۲۳ – خبر یافتن پدر لیلی از ملاقات کردن وی با مجنون و سیاست کردن وی بر آن : مجنون چو به حکم آن دل افروز