بخش ۱۷ – خبر یافتن پدر مجنون از عشقبازی وی با لیلی و نصیحت کردن در آن باب : مسکین پدرش خبر چو زان یافت
بخش ۲ – دست فکرت در سلسله ممکنات زدن و به ذروه توحید واجب برآمدن : هر جا به اثر نظر گمارند
بخش ۱۸ – دلالت کردن بزرگان بنی عامر پدر مجنون را به آنکه یکی از معشوقان قبیله عرب را به نکاح مجنون درآرد تا آتش سودای او فرو نشیند : چون قیس دریده جیب و دامان
بخش ۳ – نخل خامه رطب بار پیراستن و نخلستان نعت خواجه ابرار به آن آراستن علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات : ای صدرنشین تخت کونین
بخش ۱۹ – غمازی کردن غمازان پیش لیلی که مجنون عهد دیگر کرده است و دختر عم را به عقد نکاح درآورده است : کی پرده عاشقی شود ساز
بخش ۴ – پایه معراج سخن را از قمه عرش گذرانیدن و به اول درجه از درجات معارج قدر او صلی الله علیه و سلم رسانیدن : ای اشهب شبرو تو از نور
بخش ۲۰ – رفتن مجنون پیش لیلی و به بانگ زاغ فال نیکو گرفتن و نذر کردن که اگر دیدار لیلی میسر گردد یک حج پیاده بگزارد : چون باز سفیده دم درین باغ
بخش ۵ – در معنی عشق صادقان و صدق عاشقان : چون صبح ازل ز عشق دم زد
بخش ۲۱ – رفتن مجنون به حج بعد از اجازت خواستن از لیلی : شرط است وفا به عهد کردن
بخش ۶ – در سبب نظم این کتاب و باعث ترتیب این خطاب : از هر چه سخنوران بدانند