بخش ۷ – در ذکر بعضی رفتگان از دایره مال و سال و دعای بعضی مرکزنشینان نقطه حال : ای ساقی جان فداک روحی
بخش ۶۷ – آمدن زلیخابه خلوتخانه یوسف علیه السلام و به دعای وی بینایی و جمال و جوانی را یافتن : ازان خوشتر چه باشد پیش عاشق
بخش ۶۸ – نکاح بستن یوسف علیه السلام زلیخا را به فرمان خدای تعالی و زفاف کردن با وی : چو فرمان یافت یوسف از خداوند
بخش ۶۹ – غلبه کردن محبت زلیخا بر یوسف علیه السلام و بنا کردن عبادتخانه از برای وی : به صدق آن کس که زد در عاشقی گام
بخش ۷۰ – خواب دیدن یوسف علیه السلام مادر و پدر را و از خدای تعالی وفات خود طلبیدن و اضطراب زلیخا : زهی حسرت که ناگه نیکبختی
بخش ۷۱ – وفات یافتن یوسف علیه السلام و هلاک شدن زلیخا از الم مفارقت وی : به دیگر روز یوسف بامدادان
بخش ۷۲ – شکایت از فلک پر نکایت که اژدهاوار گرد عالمیان حلقه کرده و همه را به دایره تصرف خود درآورده بر یکی زخم زند و بر دیگری زهر افکند نه هیچ از دست رفته را با وی دست ستیز و نه هیچ از پای افتاده را از وی پای گریز : فلک بر خویش پیچان اژدهاییست
بخش ۵۷ – انگیز کردن زنان مصر زلیخا را بر فرستادن یوسف علیه السلام به زندان و فرمان بردن زلیخا ایشان را : چو از دستان آن ببریده دستان
بخش ۷۳ – در پند دادن و بند نهادن فرزند ارجمند که دست ادراک در فتراک اکتساب کمالات استوار دارد و پای میل در ذیل اجتناب از جهالات برقرار وفقه الله لما یحبه و یرضاه : تولاک الله ای فرزانه فرزند
بخش ۵۸ – در پشیمان شدن زلیخا از فرستادن یوسف علیه السلام به زندان و فریاد و زاری کردن بر مفارقت وی : درین فیروزه کاخ دیر بنیاد