غزل شمارهٔ ۴۳۱ : لبش میبوسم و در میکشم می
غزل شمارهٔ ۴۳۲ : مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
غزل شمارهٔ ۴۳۳ : ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
غزل شمارهٔ ۴۳۴ : ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
غزل شمارهٔ ۴۳۵ : با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
غزل شمارهٔ ۴۳۶ : آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
غزل شمارهٔ ۴۳۷ : ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
غزل شمارهٔ ۴۲۲ : ای که با سلسله زلف دراز آمدهای
غزل شمارهٔ ۴۳۸ : سبت سلمی بصدغیها فؤادی
غزل شمارهٔ ۴۰۷ : مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو