غزل شمارهٔ ۲۹۶ : طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
غزل شمارهٔ ۲۹۷ : زبان خامه ندارد سر بیان فراق
غزل شمارهٔ ۲۸۲ : ببرد از من قرار و طاقت و هوش
غزل شمارهٔ ۲۹۸ : مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
غزل شمارهٔ ۲۸۳ : سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
غزل شمارهٔ ۲۹۹ : اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک
غزل شمارهٔ ۲۸۴ : هاتفی از گوشه میخانه دوش
غزل شمارهٔ ۳۰۰ : هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک
غزل شمارهٔ ۲۸۵ : در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
غزل شمارهٔ ۳۰۱ : ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک