غزل شمارهٔ ۳۰۴ : دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
غزل شمارهٔ ۳۲۰ : دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
غزل شمارهٔ ۳۰۵ : به وقت گل شدم از توبهٔ شراب خجل
غزل شمارهٔ ۳۲۱ : هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
غزل شمارهٔ ۳۰۶ : اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
غزل شمارهٔ ۳۰۷ : هر نکتهای که گفتم در وصف آن شمایل
غزل شمارهٔ ۳۰۸ : ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
غزل شمارهٔ ۳۰۹ : عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
غزل شمارهٔ ۳۱۰ : مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
غزل شمارهٔ ۲۹۵ : سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ