پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

بخش ۲۷ – خردنامه فیثاغورس : چنین است در سفرهای قدیم

بخش ۴۳ – داستان طلب وصیت کردن اسکندر از ارسطو و وصیت نوشتن وی : سکندر به سوی ارسطو نوشت

بخش ۲۸ – حکایت آن طفل خرد که نان بزرگ در دست داشت، می خورد و می گریست که این نان اندک است و اشتهای من بسیار : به بغداد شد گامزن زیرکی

بخش ۲۹ – خردنامه اسقلینوس : خرد جمله لب شد زمین بوس را

بخش ۳۰ – حکایت آن نوخاسته تن به جامه آراسته که جامه هایش نغز و سخن هایش بی مغز بود : یکی تازه برنای نوخاسته

بخش ۱۵ – داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردن : سکندر چو ز آلایش جهل پاک

بخش ۱۶ – حکایت آن پیر که جوان گریان را دید و موجب گریه او را پرسید : جهاندیده پیری به سودای گشت

بخش ۱۷ – داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر بر اوج ترفع افراخت : چنین گفت دانشور روم و روس

بخش ۱۸ – حکایت پسر مهتر ده که چون با پدر مشاهده حشمت و شوکت پادشاه شهر کرد : گفت اگر اینست رسم مهتری

بخش ۱۹ – خردنامه ارسطاطالیس : دبیر خردمند دانش پژوه

→ قبلی
بعدی ←

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.