بخش ۴۶ – وصیت کردن مهین بانو شیرین را : مهین بانو دلش دادی شب و روز
بخش ۳۱ – آگاهی خسرو از مرگ پدر : نشسته شاه روزی نیم هشیار
بخش ۳۲ – بر تخت نشستن خسرو بجای پدر : چو شد معلوم کز حکم الهی
بخش ۳۳ – باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهین بانو : چو شیرین را ز قصر آورد شاپور
بخش ۳۴ – گریختن خسرو از بهرام چوبین : کلید رای فتح آمد پدید است
بخش ۳۵ – بهم رسیدن خسرو و شیرین در شکارگاه : چنین گوید جهان دیده سخنگوی
بخش ۳۶ – اندرز و سوگند دادن مهین بانو شیرین را : چو دهقان دانه در گل پاک ریزد
بخش ۳۷ – صفت بهار و عیش خسرو و شیرین : چو پیر سبز پوش آسمانی
بخش ۳۸ – شیرکشتن خسرو در بزمگاه : ملک عزم تماشا کرد روزی
بخش ۳۹ – افسانه گفتن خسرو و شیرین و شاپور و دختران : فرو زنده شبی روشنتر از روز