بخش ۴۰ – افسانهسرائی ده دختر : فرنگیس اولین مرکب روان کرد
بخش ۲۱ – نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم : چو بر زد بامدادن بور گلرنگ
بخش ۲۲ – نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم : شباهنگام کاین عنقای فرتوت
بخش ۲۳ – پیدا شدن شاپور : برآمد ناگه مرغ فسون ساز
بخش ۲۴ – گریختن شیرین از نزد مهین بانو به مداین : چو برزد بامدادان خازن چین
بخش ۲۵ – دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار : سخن گوینده پیر پارسی خوان
بخش ۲۶ – رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین : فلک چون کار سازیها نماید
بخش ۲۷ – ترتیب کردن کوشک برای شیرین : چو شیرین در مداین مهد بگشاد
بخش ۲۸ – رسیدن خسرو به ارمن نزد مهین بانو : چو خسرو دور شد زان چشمه آب
بخش ۲۹ – مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور : یکی شب از شب نوروز خوشتر