غزل شمارهٔ ۷۷۵ : صید شیران میکند آهوی روبه باز او
غزل شمارهٔ ۷۷۶ : ترک من خاقان نگر در حلقه عشاق او
غزل شمارهٔ ۷۶۱ : زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
غزل شمارهٔ ۷۷۷ : آب آتش میرود زان لعل آتش فام او
غزل شمارهٔ ۷۶۲ : سنبل سیه بر سمن مزن
غزل شمارهٔ ۷۷۸ : خوشا کشته برطرف میدان او
غزل شمارهٔ ۷۶۳ : خط زنگاری نگر از سبزه بر گرد سمن
غزل شمارهٔ ۷۷۹ : به آفتاب جهانتاب سایه پرور تو
غزل شمارهٔ ۷۶۴ : ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن
غزل شمارهٔ ۷۸۰ : ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو