غزل شمارهٔ ۷۸۲ : برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو
غزل شمارهٔ ۷۹۸ : ای حبش بر چین و چین در زنگبار انداخته
غزل شمارهٔ ۷۶۷ : زهی خطی به خطا برده سوی خطهٔ چین
غزل شمارهٔ ۷۶۸ : ای شام زلفت بتخانهٔ چین
غزل شمارهٔ ۷۶۹ : تحیتی چو هوای ریاض خلد برین
غزل شمارهٔ ۷۷۰ : آن لب شیرین همچون جان شیرین
غزل شمارهٔ ۷۷۱ : کیست که گوید ببارگاه سلاطین
غزل شمارهٔ ۷۷۲ : هرکه شد با ساکنان عالم علوی قرین
غزل شمارهٔ ۷۷۳ : نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین
غزل شمارهٔ ۷۷۴ : سرو را گل یار نبود گر بود نبود چنین