غزل شمارهٔ ۷۴۹ : وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
غزل شمارهٔ ۷۵۰ : ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
غزل شمارهٔ ۷۳۵ : خوشا صبح و صبوحی با همالان
غزل شمارهٔ ۷۳۶ : ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
غزل شمارهٔ ۷۲۱ : ای بوستان عارض تو گلستان جان
غزل شمارهٔ ۷۳۷ : دلا از جان زبان درکش که جانان
غزل شمارهٔ ۷۲۲ : ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
غزل شمارهٔ ۷۳۸ : زهی روی تو صبح شب نشینان
غزل شمارهٔ ۷۲۳ : ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
غزل شمارهٔ ۷۳۹ : ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان