غزل شمارهٔ ۶۸۵ : ما به نظارهٔ رویت بجهان آمدهایم
غزل شمارهٔ ۶۸۶ : کشتی ما کو که ما زورق درآب افکندهایم
غزل شمارهٔ ۶۷۱ : خرم آنروز که از خطهٔ کرمان بروم
غزل شمارهٔ ۶۷۲ : من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
غزل شمارهٔ ۶۷۳ : این چه بادست کزو بوی شما میشنوم
غزل شمارهٔ ۶۷۴ : این چه بویست که از باد صبا میشنوم
غزل شمارهٔ ۶۷۵ : حکایت رخت از آفتاب میشنوم
غزل شمارهٔ ۶۷۶ : نسیم زلف تو از نوبهار میشنوم
غزل شمارهٔ ۶۶۱ : من بار هجر میکشم و ناقه محملم
غزل شمارهٔ ۶۷۷ : مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم