غزل شمارهٔ ۵۴۹ : آن ماه بین که فتنه شود مهر انورش
غزل شمارهٔ ۵۵۰ : هر دل غمزده کان غمزه بود غمازش
غزل شمارهٔ ۵۵۱ : رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش
غزل شمارهٔ ۵۵۲ : گر چه تنگست دلم چون دهن خندانش
غزل شمارهٔ ۵۵۳ : آه از آن یار که نبود خبر از یارانش
غزل شمارهٔ ۵۵۴ : اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش
غزل شمارهٔ ۵۵۵ : دگر وجود ندارد لطیفهئی ز دهانش
غزل شمارهٔ ۵۵۶ : بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش
غزل شمارهٔ ۵۴۱ : یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش
غزل شمارهٔ ۵۵۷ : آنکه جز نام نیابند نشان از دهنش