غزل شمارهٔ ۵۴۲ : زهی مستی من ز بادام مستش
غزل شمارهٔ ۵۵۸ : حسد از هیچ ندارم مگر از پیرهنش
غزل شمارهٔ ۵۲۷ : روز عیش و طرب و عید صیامست امروز
غزل شمارهٔ ۵۲۸ : این غزل یک دو نوبت از سرسوز
غزل شمارهٔ ۵۲۹ : در جهان قصه حسن تو نشد فاش هنوز
غزل شمارهٔ ۵۳۰ : برگ نسرین ترا بی خار مییابم هنوز
غزل شمارهٔ ۵۳۱ : نشست شمع سحر ای چراغ مجلسیان خیز
غزل شمارهٔ ۵۳۲ : بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
غزل شمارهٔ ۵۳۳ : ای دلم را شکر جانپرورت چون جان عزیز
غزل شمارهٔ ۵۳۴ : ز لعل عیسویان قصهٔ مسیحا پرس