غزل شمارهٔ ۴۹۳ : سبحان من یسبحه الرمل فی القفار
غزل شمارهٔ ۴۹۴ : قلم گرفتم و میخواستم که بر طومار
غزل شمارهٔ ۴۶۳ : در پای تو هرکس که سر انداز نیاید
غزل شمارهٔ ۴۷۹ : مرغ جم باز حدیثی ز سبا میگوید
غزل شمارهٔ ۴۶۴ : جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
غزل شمارهٔ ۴۸۰ : دست گیرید و بدستم می گلفام دهید
غزل شمارهٔ ۴۶۵ : به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید
غزل شمارهٔ ۴۶۶ : وهم بسی رفت و مکانش ندید
غزل شمارهٔ ۴۶۷ : صبح چون گلشن جمال تو دید
غزل شمارهٔ ۴۶۸ : جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید