غزل شمارهٔ ۴۶۲ : مهی چون او به ماهی برنیاید
غزل شمارهٔ ۴۷۸ : ز شهریار که آید که حال یار بگوید
غزل شمارهٔ ۴۴۷ : پیداست که از دود دم ما چه برآید
غزل شمارهٔ ۴۴۸ : بسالی کی چنان ماهی برآید
غزل شمارهٔ ۴۴۹ : گوئی بت من چون ز شبستان بدر آید
غزل شمارهٔ ۴۵۰ : به خشم رفتهٔ ما گر به صلح باز آید
غزل شمارهٔ ۴۵۱ : بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
غزل شمارهٔ ۴۵۲ : عشقست که چون پرده ز رخ باز گشاید
غزل شمارهٔ ۴۵۳ : چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
غزل شمارهٔ ۴۵۴ : نسیم باد صبا چون ز بوستان آید