غزل شمارهٔ ۴۲۹ : راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود
غزل شمارهٔ ۴۳۰ : نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود
غزل شمارهٔ ۴۱۵ : ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود
غزل شمارهٔ ۴۱۶ : دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود
غزل شمارهٔ ۴۰۱ : پری رخان که برخ رشک لعبت چینند
غزل شمارهٔ ۴۱۷ : یاد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود
غزل شمارهٔ ۴۰۲ : اهل دل پیش تو مردن ز خدا میخواهند
غزل شمارهٔ ۴۱۸ : دوشم وطن به جز در دیر مغان نبود
غزل شمارهٔ ۴۰۳ : عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
غزل شمارهٔ ۴۱۹ : بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود