غزل شمارهٔ ۴۲۲ : آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود
غزل شمارهٔ ۴۳۸ : گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
غزل شمارهٔ ۴۲۳ : آندم که نه شمع و نه لگن بود
غزل شمارهٔ ۴۳۹ : عجب از قافله دارم که بدر مینشود
غزل شمارهٔ ۴۲۴ : وفات به بود آنرا که در وفای تو نبود
غزل شمارهٔ ۴۴۰ : زهی لعل تو در درج منضود
غزل شمارهٔ ۴۲۵ : مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
غزل شمارهٔ ۴۲۶ : دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود
غزل شمارهٔ ۴۲۷ : شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود
غزل شمارهٔ ۴۲۸ : مرا وقتی نگاری خرگهی بود