رباعی ۱۴۰ : خیام، اگر ز باده مستی، خوش باش؛
رباعی ۱۴۱ : فردا علم نفاق طی خواهمکرد،
رباعی ۱۴۲ : گردون نِگَری ز قدِّ فرسودهٔ ماست،
رباعی ۱۴۳ : عمرت تا کی به خودپرستی گذرد،
رباعی ۱۲۲ : چون لاله به نوروز قدح گیر به دست،
رباعی ۱۳۸ : تا دست به اتفاق بر هم نزنیم،
رباعی ۱۲۳ : * هر گه که بنفشه جامه در رنگ زند،
رباعی ۱۳۹ : لب بر لب کوزه بردم از غایت آز،
رباعی ۱۲۴ : برخیز و مخور غمِ جهانِ گُذران،
رباعی ۱۲۵ : در دایرهِٔ سپهرِ ناپیدا غور،