بخش ۱۶۷ – در بیان آنکه حضرت شیخ ابوسعید ابوالخیر قدس الله تعالی سره همیشه از خود به ایشان تعبیر کردی و کلمه ما و من را هرگز بر زبان نیاوردی : شیخ مهنه که بود پیوسته
بخش ۱۶۸ – اشارت به آنکه نکته در آن چه بوده باشد که حضرت شیخ قدس سره از خود به کلمه ایشان تعبیر کرده نه به او که غایب واحد راست : گر تو گویی که شیخ دین ز چه رو
بخش ۱۶۹ – سؤال و جواب : ور تو گویی که کاملان بسیار
بخش ۱۷۰ – در بیان آنکه کاملان و عارفان را ملاحظه صورت کثرت از مشاهده سر وحدت باز نمی دارد : بلکه چون ابر بر سرت بارد
بخش ۱۷۱ – اشارت به بعضی از اوصاف و اخلاق حضرت خواجه و اصحاب ایشان ابقاهم الله تعالی ما أمکن البقاء و رقاهم ما تیسر الارتقاء : زده اصحاب و خواجه حلقه به هم
بخش ۱۷۲ – حکایت بر سبیل تمثیل : خسروی را که بود فرزندان
بخش ۱۴۱ – تتمه سخن : چون یکی لحظه گفت و گو کردند
بخش ۱۴۲ – حکایت بر سبیل تمثیل : با پسر گفت لولیی در ده