در یاد کردن آدم و ذرّیّۀ وی و بلا و مشقّت کشیدن از شیطان و شرف انسان فرماید : توئی آدم از ذات حق نموده
در اسرار قربت شیطان فرماید : حقیقت بشنو از اسرار او تو
در سؤال کردن پیر از ابلیس در پاکی در لعنت و نافرمانی کردن فرماید : مگر ابلیس را دید آن سرافراز
در جواب دادن ابلیس در اعیان فرماید : جوابش داد کای پیر گزیده
و ایضاً در اسرار شیطان فرماید : منت حیران و لعنت باز مانده
در عیان پسر و اسرار منصور و اجازت از پدرخواستن فرماید : چو منصور این حقیقت راست برگفت
حکایت : مگر پیری ز پیران رسیده
در عین حقیقت بودن و از آن بی خبر شدن فرماید : همه ملک جهان پیش تو هیچ است
درروی گردانیدن از شیطان و فرمان ناکردن او فرماید : همه رسوائی عالم از او دان
در افعال شیطان و سخن گفتن ومکر او فرماید : حدیث خوش دمی شیطان نگوید