بخش ۱۵۰ – مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم : پیش از عثمان یکی نساخ بود
بخش ۱۵۱ – دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار دادهاند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای او : بلعم با عور را خلق جهان
بخش ۱۵۲ – اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن : همچو هاروت و چو ماروت شهیر
بخش ۱۵۳ – باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل : چون گناه و فسق خلقان جهان
بخش ۱۵۷ – قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری : چینیان گفتند ما نقاشتر
بخش ۱۵۴ – به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش : آن کری را گفت افزون مایهای
بخش ۱۳۹ – در صفت پیر و مطاوعت وی : ای ضیاء الحق حسام الدین بگیر
بخش ۱۵۵ – اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود : اول آن کس کین قیاسکها نمود
بخش ۱۴۰ – وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیشقدمتر باشی : گفت پیغامبر علی را کای علی
بخش ۱۵۶ – در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان : بشنو الفاظ حکیم پردهای