بخش ۱۳۷ – اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراری : جوع آیین سالک راه است
بخش ۱۲۲ – در بیان آنکه قول خیر کدام است که به آن اشتغال نمایند و قول شر کدام است که از آن اجتناب کنند : قول صادر ز فاعل مختار
بخش ۱۳۸ – در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قرب : پی به مقصود کی برد سالک
بخش ۱۲۳ – بر تحریص و تحریض بر پاس داشتن انفاس و منع و زجر از تضییع و اهمال آن : هر نفس نورسیده مهمانیست
بخش ۱۳۹ – در مذمت صوفی نمایان ظاهر آرای و معنی گزاران صورت پیرای : حذر از صوفیان شهر و دیار
بخش ۱۲۴ – رفتن اسکندر در ظلمات و رسیدن بر زمینی پر سنگریزه و گفتن مر سپاه را که این جواهر گرانسنگ است و قبول کردن بعضی و برداشتن ایشان و انکار کردن بعضی و بگذاشتن آن : چون سکندر به قصد آب حیات
بخش ۱۴۰ – حکایت بر سبیل تمثیل : سائلی گفت با کسی به عجب
بخش ۱۰۹ – تمثیل : گفت روباه بچه با روباه
بخش ۱۱۰ – طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرف : وان دگر رخت و بار برده به غار
بخش ۱۱۱ – سؤال و جواب راهب : راهبی راه بی غبار گرفت