بخش ۷۷ – اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقدار : بود در دل چنان که این دفتر
بخش ۷۲ – حکایت بر سبیل تمثیل : زنگی روی چون در دوزخ
بخش ۷۳ – قال رسول الله صلی الله علیه و سلم مثل المؤمن مثل النحلة لا تأکل الا طبیبا و لا تضع الا طبیبا : گفت خیرالبشر رسول خدای
بخش ۷۴ – مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آن : زد حکیمی به طرف باغ قدم
بخش ۷۵ – قال رسول الله صلی الله علیه و سلم من تشبه بقوم فهو منهم : هر که در زی پاک کیشان است
بخش ۷۶ – خلاص شدن مسخره فرعونیان از غرقه شدن به واسطه آنکه خود را به صورت موسی علیه السلام برآوردی و مسخرگی کردی : زآل فرعون بود ناسره ای
بخش ۶۱ – قصه تحفه مغنیه : تاجری می گذشت در بغداد
بخش ۶۲ – خریدن تاجر تحفه را و به خانه بردن و جذبه رسیدن مر او را : تاجر القصه شد عزایم خوان
بخش ۶۳ – رسیدن شیخ بزرگوار سری سقطی قدس الله تعالی سره به سر وقت تحفه و آگاهی یافتن از حالی وی : هم در آن وقت ها سری سقطی
بخش ۶۴ – به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از وی : تحفه و شیخ در سخن بودند